چه دردناك شبي
این مطلب را از کتاب «حسین وارث آدم» اثر معلم شهید دکتر علی شریعتی نوشتم.
در زندگي تودهي مردم ما، كه زندگيش تودهاي انباشته از عقدهها و رنجها و جراحتها است و آرزوهاي مرده و اميدهاي به باد رفته و خواستنهاي سركوفته و عشقهاي بيسرانجام و خشمهاي فروخورده و همه نبايستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه و نه و نه! عاشورا زانوي مهربان سرنهادن و دامن محرم گرستن نيز هست و در اين فاجعهي هولناك بشري، هر كسي فاجعهي خويش را نيز مينالد و دلهايي كه، در اين روزگار نه حق انتخاب كه حق احساس و چشمهايي كه نه نگاه، كه حق اشك و حلقومهايي كه نه فرياد، كه حق ناله نيز ندارند، از عاشورا است كه حقهاي از دست رفته خويش را، هر ساله ميستانند و نيز غرورهاي مجروحي كه به ناليدن محتاجند، اما شرم دارند و تحميل لبخند بر لبهايي كه در پس آن، ضجهها پنهان است و تحميل آرامش بر چهرههايي كه طغيانها را در خويش كتمان ميكنند، آنان را شهيدي ساخته است كه بر روي زمين گام برميدارد و به هر جا كه ميگريزد كربلا است، و هر ماهي كه بر او ميرسد محرم و هر روزي كه بر او ميگذرد، عاشورا ...