دليران قلعه گرگان زمين

شايد کمترکسي فکر مي کرد که تيم شهرداري گرگان بازي دوم خود با آرارات تهران را با اختلاف فاحشي برنده شود و کار به بازي سوم بکشد، در حالي که بازي اول درگرگان با شکست ميزبان همراه بود ولي در بازي برگشت، شهرداري جبران مافات کرده و نتيجه را به بازي نهايي موکول کرد.

اين بازي روز پنج شنبه در گرگان در حالي آغاز شد که ...

ادامه نوشته

از شکست پردیس عبرت نگرفتیم

تیم شهرداری گرگان در مرحله پلی آف رقابت های لیگ برتر بسکتبال کشور بازی را به حریف خود ارارات تهران واگذار کرد.

در دور رفت این مرحله از رقابت ها شهرداری گرگان در حالی میزبان آرارات بود که بازی رفت خود در دور مقدماتی را مقابل این حریف برنده شده بود و بدبین ترین هوادار شهرداری هم فکر باخت به ذهنش خطور نمی کرد. ولی در پایان این دیدار با نتیجه نزدیک ۶۹ بر ۶۶ به سود میهمان خاتمه یافت تا شرایط شهرداری سخت تر از گذشته شده و باید بازی برگشت را در تهران حتما با نتیجه برد به پایان برساند تا از خطر سقوط به طور کامل رها شده و جزو ۸ تیم بالای جدول باشد.

شرایط این دیدار بی شباهت به بازی پردیس متحد قزوین و گرگان نبود. در آن بازی هم تیم شهرداری با ۱۰ امتیاز اختلاف از قزوین پیش بود ولی در پایان نتیجه را واگذار کرد و در این دیدار هم گرگان با ۱۲ امتیاز برتری داشت ولی پرتاب های ۳ امتیازی موفق آرتین یوسفی و بازیکن آمریکایی کوتاه قامت و تازه وارد این تیم شهرداری را زمین گیر کرد.

اگر در این دیدار تیم شهرداری از فردی به عنوان آنالیزور استفاده می کرد شاید شرایط خیلی فرق می کرد. دیدن بازی از پایین و قرار داشتن در هیجان بازی قدرت تفکر را از هر مربی می گیرد و به نظر من شهرداری در این دیدار اگر می توانست تیم آرارات را خوب آنالیز و اجازه ندهد که این تیم مبادرت به پرتاب ۳ امتیازی کند بدون شک موفق بود. حتی در نیمه ی نخست هم ۳ پرتاب ۳ امتیازی آرارات از داخل حلقه بیرون آمد ولی شهرداری این زنگ خطرها را جدی نگرفت و در بازی که تنها یک پرتاب موفق ۳ امتیازی از خسروی به ثمر نشست بازی برده را واگذار کرد تا چشم به دیدار برگشت داشته باشد.

کی به کیه؟

از چند هفته قبل افت فشار گاز شهري اکثر نقاط کشور را در برگرفت و در استان هاي شمالي کشور مثل گرگان حتي منجر به قطعي کامل گاز شد.
معضل کمبود نان، وسايل گرمايشي، سوخت و بسياري از نيازهاي ديگر در آن شرايط بحراني که سرماي شديدي هم حاکم بود، تلخي هاي خود را به مردم نشان داد و در اين شرايط خوراک بسياري از نشريات استاني و سراسري هم فراهم گرديد.
بسياري از آنها اين قضيه را تيتر يک خود کردند و به تحليل آن پرداختند که البته ايرادي هم نداشت.
ولي به نظر من مساله گاز هرچقدر بدي و زشتي داشت، ولي خوب حداقل به قول دوستان ما در «پژواک سخن» خيلي خوبي ها داشت.
اين نشريه در تازه ترين شماره خود مطبوعات محلي و استاني را که به قضيه قطعي گاز پرداخته بودند، مورد حمله قرار داده و معتقد است که اتفاق خاصي نيفتاده بود که اينقدر به اين موضوع پرداخته شود. اين نشريه معتقد است بسياري از نشريات استاني که سر دشمني با اين نظام را دارند به بررسي گاز پرداخته اند و خواسته اند از آب گل آلود ماهي بگيرند!!!
پژواک سخن معتقد است که قطعي گاز باعث شد که مردم قدر اين نعمت الهي را بيشتر بدانند و در مصرف آن صرفه جويي کنند. (اين هم از خوبي هاي آن)
ولي حتمن يکي از خوبي ها را فراموش کرده اند که بنويسند و آن مشخص شدن دروغگو بودن مسئولين ذيربط است. قبل تر از اين بسياري از مردم به اين مساله شک داشتند ولي در حال حاضر شک آنها به يقين تبديل شد که بسياري از مسئولين شان دروغ مي گويند.
در روزي که روزنامه ي سراسري ... مي نويسد «امروز مشکل گاز در کشور به طور کامل حل مي شود» دقيقا در همان روز دوباره گاز در گرگان قطع مي شود. (البته من فقط گرگان را اطلاع دارم)
معلوم نيست که در اين مملکت چه خبر است؟ از عالم و آدم دروغ مي شنوي. نمي داني دم خروس را باور کني يا قسم حضرت عباس را؟ يقين دارم که مردم از حرف هاي ضد و نقيض بيشتر از قطعي گاز رنج مي برند.
در پايان از خدا مي خواهم که آخر و عاقبت ما را به خير گرداند و اگر هم جهنمي هستيم ما را به «جهنم ايراني ها» ببرد!!!
(اگر داستان جهنم ايراني ها را نمي دانيد، پيغام بگذاريد برايتان بنويسم)