این نظر رو یکی از دوستان در مورد مطلب «وای چقدر ورزشی نویس» برای من گذاشته که البته بدون اسم هم هست.
اشاره:
بابا خبرنگار!!!
گمونم بجاي روزت مبارك به شما، بايد بگم شبت مبارك . . .
آخه تا جائيكه من مي دونم شما ميگرن داري و روزها مي خوابي و بيشتر اوقا، شبها اون هم تلفني پيگير اخبار دور و بر مي شي.
سوال غير اساسي:
آقاي محترم شما هميشه دعوت نشده تشريف مي بريد جايي؟
آخه نمي خوان شما بياين بايد چيكار كنن؟
اصلا شما كه خبربيار نيستين و ادعاي خبرنگاري مي كنين(؟)
سوال اساسي:
تا حالا چند بار واسه توليد يه خبر گرما و سرما رو چشيدي؟
چقدر از مردم حرف شنيدي؟
چندبار وقت مصاحبه تونو كنسل كردن؟
كلاً چند تا خبر توليد كردي ؟
چند تا گزارش تو يكسال اخير نوشتي؟
نتيجه:
بابا بي خيال هيچ كس ندونه ما كه ديگه خبر داريم !!!
كلتو كردي تو برف گمون مي كني كسي شمارو نميبينه ؟
توصيه:
شما به اندازه كافي "حاشيه" داري، به دنبال "حاشيه جديد" نباشيد!!! . . .
راهكار:
بهر جهت گمونم به همون اينديزاين بچسبي سنگين تري...
چند نکته برای برای این مطالب دارم.
۱- از اینکه به وبلاگ من سر می زنید و نظر می دهید بسیار سپاسگزارم. تشکر هم می کنم که بدون اسمه چون ...
۲- پاراگراف اشاره بس باعث خنده و انبساط خاطر شد. ممنون.
۳- در مورد سئوالات اساسی: از حق نگذریم متن نوشته شده بسیار احساسی و رومانتیک بود و استفاده کردیم. ولی باید بگویم خودتان هم می دانید که حداقل ۵ برابر شما گزارش - مقاله و خبر تولیدی داشتم. درباره مشکلات خبرنگاران هم بگذارید خودشان صحبت کنند و مسایلی را که برای شما هیچگاه اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد مطرح نکنید.
۴- و اما درباره نتیجه: شما از چی خبر دارین؟ اینم از اون حرفاستا!
۵- بند توصیه: حاشیه داشتن من برای شما که بد نشد. شد؟
۶- راهکار شما رو حتما مد نظر قرار می دم. ولی جدیدا چسبیدن من به این دیزاین برای خیلی ها گران تمام شد. می دونید که؟
نکته ضروری: اگر میدانستم گذاشتن یک کامنت برای یک دوست این قدر برای بعضی ها گران تمام می شود شک نکنید این کار را نمی کردم.
توصیه: تو رو خدا ادبیات نوشتاری تونو بعضی موقعا عوض هم کنید بد نیست. خیلی تابلوست.