دستگرمی برای پلی آف

در هفته پاياني رقابت‌هاي ليگ برتر بسكتبال كشور، تيم شهرداري گرگان در شرايطي ميزبان گل گهر سيرجان بود كه بازي هفته‌ي گذشته‌ي خود را مقابل هيات بسكتبال شهر كرد با پيروز پشت سر گذاشته و اگر در ميدان آخر هم پيروز از ميدان خارج مي‌شد، بازي پلي آف را با تيم آرارات تهران برگزار مي‌كرد ولي اگر اين بازي را واگذار مي‌كرد، ...

ادامه نوشته

حسین، شکست خورده ی پیروز تاریخ

بی تردید واقعه عاشورا و قیام کربلا را کسی جز حسین (ع) نمی‌توانست رقم بزند و این بدان معناست که حرکت انقلابی عاشورا از کسی جز حسین انتظار نمی‌رفت.

شهید قلب تاریخ است که می‌تواند خون حیات را در رگ‌هاي خشك جامعه به حرکت درآورد و شهادت هنر مردان خداست و حسين مرد خدا بود.

قیام عاشورا را از 4 منظر می‌توان مورد بررسي قرار داد: 1- شجاعت 2- وفاداري 3- مكتب 4- عقيده

در واقعه‌ي كربلا ...

ادامه نوشته

چه دردناك شبي

این مطلب را از کتاب «حسین وارث آدم» اثر معلم شهید دکتر علی شریعتی نوشتم.

در زندگي توده‌ي مردم ما، كه زندگيش توده‌اي انباشته از عقده‌ها و رنج‌ها و جراحت‌ها است و آرزوهاي مرده و اميدهاي به باد رفته و خواستن‌هاي سركوفته و عشق‌هاي بي‌سرانجام و خشم‌هاي فروخورده و همه نبايستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه و نه و نه! عاشورا زانوي مهربان سرنهادن و دامن محرم گرستن نيز هست و در اين فاجعه‌ي هولناك بشري، هر كسي فاجعه‌ي خويش را نيز مي‌نالد و دل‌هايي كه، در اين روزگار نه حق انتخاب كه حق احساس و چشم‌هايي كه نه نگاه، كه حق اشك و حلقوم‌هايي كه نه فرياد، كه حق ناله نيز ندارند، از عاشورا است كه حق‌هاي از دست رفته خويش را، هر ساله مي‌ستانند و نيز غرورهاي مجروحي كه به ناليدن محتاجند، اما شرم دارند و تحميل لبخند بر لب‌هايي كه در پس آن، ضجه‌ها پنهان است و تحميل آرامش بر چهره‌هايي كه طغيان‌ها را در خويش كتمان مي‌كنند، آنان را شهيدي ساخته است كه بر روي زمين گام برمي‌دارد و به هر جا كه مي‌گريزد كربلا است، و هر ماهي كه بر او مي‌رسد محرم و هر روزي كه بر او مي‌گذرد، عاشورا ...

سریال قطعی گاز (قسمت چهاردهم)

و داستان تا آنجا ادامه یافت که گاز بسیاری از منازل گرگان هنوز قطع بود.

و حال ادامه ی داستان

... هنوز هم گاز قطع است.

تا قسمت بعدی همه ی شما را به خدا می سپاریم.

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

سال هاي گذشته زمستان در استان گلستان، معني و مفهوم خود را نداشت و مردم، طعم بنيادي سرما را نمي چشيدند. ولي در زمستان 86 همه چيز فرق کرد.

از طرفي کشور ترکمنستان گاز صادراتي خود به ايران را قطع کرد و به تبع آن گاز چندين شهر از جمله گرگان قطع شد و از طرف ديگر سرماي بي سابقه اي شهر گرگان را فرا گرفت.

در شرايطي که گاز ترکمنستان تنها 5 درصد کل گاز مصرفي ايران مي باشد، جاي تعجب دارد که اين همه قطعي به وجود آيد. ولي خب، شده است ديگر، سرتان سلامت!!

اين روزها مردم گرگان بالاخره به آغاز فصل سرد ايمان آوردند و برخلاف سال هاي قبل ، آن را سَرسَري نگرفتند، «فروغ» هم عجب عنواني براي شعرش گذاشته، جل الخالق!! من که خودم جديدا معني آن را درک کردم (البته فکر مي کنم) 

زيبايي زمستان، زشتي گلستان

اين روزها و پس از گذشت حدود 20 سال در استان گلستان، بارش برف آغاز شده و ادامه دارد. زمستان، زيبايي هاي خود را به مردم استان نشان داده و مردم در آغازين ساعت هاي بارش برف، به خيابان ها و برخي نيز به جنگل ها رفته و با بازي در برف، شادي ر ا با همديگر تقسيم کردند.

ولي متاسفانه اين شادي ها و نشاط مردم، ديري نپاييد. قطع گاز در استان گلستان، چهره ي زشت خود را به اين مردم نشان داد و اين موضوع همزمان شد با برودت بي سابقه ي هوا، به طوري که طي 39 سال اخير بي سابقه بوده است. قطعي گاز باعث شد که اکثر نانوايي ها، کار روزانه ي خود را تعطيل کنند و فقط تعداد معدودي از آنها به مردم سرويس دهند. به همين علت اکنون در شهر گرگان صف هاي 150 و حتي 200 نفري مردم را براي خريد نان مي توان مشاهده کرد.

صف هاي طولاني براي دريافت کپسول گاز هم که جاي خود دارد. جالب اين است که جديدا شنيدم صف هاي بنزين هم شلوغ شده، حالا به چه علت، خدا مي داند.

مردم گرگان براي فرار از سرما به انواع روش هاي مدرن، کلاسيک و برخي هم به روش هاي ابداعي روي آورده اند.

اگر وقت کرده و در شهر دوري بزنيد، متوجه خواهيد شد که بعضي از فروشگاه هاي لوازم الکتريکي در کمتر از يک نصفه روز، حدود 50 دستگاه بخاري برقي فروخته اند. حالا فرض بفرماييد که برق هم حتي براي 2 ساعت قطع شود. تکليف چيست؟

خود بنده به عينه ديدم که عده اي حتي براي خريد بخاري هيزمي هجوم آورده بودند و فروشنده ي خوش انصاف هم که در شرايط عادي بخاري اش را به 10 هزار تومان مي فروخت، صحبت زير 25 هزار تومان نمي کرد!

اين روزها بازار کرسي هم بين خانواده ها داغ است. برخي از ذغال براي گرم کردن کرسي استفاده مي کنند و برخي ديگر که به اين روش هاي عصر حجري اعتقادي ندارند، از لامپ هاي روشنايي که گرماي زيادي توليد مي کنند، استفاده مي کنند.

ولي جالب ترين مورد، برپا کردن چادر مسافرتي در داخل خانه توسط برخي از مردم است!

و بطور کلي مردم چنان غرق در اين مسايل شده اند که روند زندگي روزمره به حالت تعليق درآمده و در خيابان ها که قدم مي زني، از خلوت بودن آن دلت مي گيرد. فقط عده اي را مي بيني که يا به دنبال نانوايي مي گردند، يا در پي کپسول و پيک نيک گاز هستند و شهر بيشتر به شهر جنگ زده ها مي ماند.

اکثر ادارات (به جز استانداري) و مدارس در هفته گذشته 3 روز تعطيل بودند. البته شايد يکي از دلايل اين تعطيلي برودت هوا باشد ولي مطمئنا مهم ترين دليل، قطع گاز است. ناگفته نماند که اين دولت در تعطيل کردن!! تبحر زيادي دارد.

در چند روز گذشته عده ي زيادي از مردم مقابل شرکت گاز گلستان تجمع کردند که مثل هميشه هيچ مسئول پاسخگويي را نديدند و امروز (چهارشنبه، 19 دي ماه) رييس اين شرکت اعلام کرد که تا زمان تامين گاز، وضعيت تغييري نخواهد کرد و اين حرف، مانند آب سردي بود که بر سر مردم ريخته شد.

در اين شرايط مطمئنا مردم دنبال مقصر هستند ولي به نظر من، تقصير را بايد بر گردن کساني نهاد که به توسعه ي سياسي اعتقادي ندارند. زماني که رييس جمهور سابق مي گفت توسعه ي اقتصادي در گرو توسعه ي سياسي است، عده ي زيادي به اين گفته ي ايشان خرده گرفتند ولي امروز به حرفش رسيدند. (شايد هنوز هم نرسيده باشند)

عده اي بر اين عقيده اند که وضعيت بوجود آمده پروسه اي بيش نيست و سنارويي است در راستاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي. سعي مي کنم در مطلب ديگري بيشتر در مورد آن توضيح دهم.

ولي در هر حال، اين روزها که بازار انتقاد از دولت عدالت محور گرم است و برخي به عمل نکردن به قول هاي رياست جمهوري خرده مي گيرند، ليک بايد گفت ايشان به بزرگترين عهد خود وفا کرده و نفت را به خانه هاي مردم آوردند.

در هر حال، زيبايي فصل زمستان که بعد از سال ها ميهمان اين مردم شده بود، با بي تدبيري مسئولين به زشتي تبديل شد و مطمئنا تا سال ها طعم تلخ آن نزد گلستاني ها باقي خواهد ماند.

در اين شرايط بحراني، شعر «زمستان» مهدي اخوان ثالث براي مردم گرگان می تواند معني تازه تري داشته باشد.

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت،

هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دست ها پنهان،

نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگين،

درختان اسکلت هاي بلورآجين،

زمين دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،

غبار آلوده مهر و ماه،

زمستان است.

تشدید بحران!

دیروز و بعد از حدود ۱۵ سال در گرگان برف بارید.

درختها سفید پوش شده بودند و جنگل های پر از برف واقعن دیدنی بود. طبیعتی که من به عمر خود ندیده بودم. جای همه خالی ...

و مردم گرگان که چندین سال از نعمت برف بی بهره بودند به جنگل ها رفته و عقده چندین سال برف بازی نگردن را گشودند.

با توجه به همین موضوع چون این مردم تجربه ی بارش برف را ندارند بی تجربگی کار دستشان داد. به جرات می توانم بگویم دیروز (یکشنبه ۱۶ دی ماه) گرگان یکی از پرتصادف ترین و پرترافیک ترین روزهای تاریخ خود را سپری کرد.

ماشین ها چنان در هم لولیده بودند که جای سوزن انداختن نبود. فاصله ی زمانی بین جنگل ناهارخوران تا فلکه کاخ که در شرایط عادی ۲۰ دقیقه می باشد دیروز کمتر از ۳ ساعت نبود. یکی از دوستان ما ساعت ۴ بعد از ظهر بلوار ناهارخوران بود و ساعت ۹ به فلکه کاخ رسید.

و در نهایت باید گفت که ای مردم! چه شد آن مدیریت بحران های اضطراری؟ مدیریت بحران برای همین مواقع است دیگر ...

 

سوتی های گزارشگران صدا و سیما (قسمت دوم)

 اسکندر کوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يک تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب ميکرد.کار به جايي رسيد که پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبکه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي ،اشتباه گزارشگر را تصحيح کرد.


 
چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت: «بدون شک الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند» او بعدها اين واقعيت را که در کل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان آخرين دفاعيه اش مدعي شد چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل اين مي ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد «الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند»


 
کريم باقري بازيکن ارمينا بيله فلد پشت يک ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدک ميرزايي که دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري ميکرد . يکي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبکه سه را روي انتن مي فرستاد.کريم در مانيتور شماره يک ضربه را زد و گزارشگر با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد .تماشاگر تلويزيوني اما هنوز باقري را در حالي که دست به کمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز ميکرد ميديد.عکس العمل مزدک خيلي جالب بود «البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد»

 

 اين يکي را محمد دادکان به خاطر مي آورد . قبل از اينکه رييس فدراسين فوتبال شود در يکي از برنامه هاي کارشناسي سيما با اجراي عباس بهروان شرکت کرد .مجري گفت «شما خيلي ساکت نشستين اقاي کانداد ... ببخشيداقاي دادکان»

 

 دوستان نزديک هنوز اورا پولي اوف صدا ميزنند داستان از اين قرار است که ايشان پيش از انکه اين واژه Play off سر زبان ها بيفتد لغت فارسي ان را در جايي خوانده بود و در جريان يکي از گزارش هايش گفت «اگر همين نتيجه حفظ شود سرنوشت در بازي پولي اوف مشخص خواهد شد»

 

 اين يکي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه . يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يکي از جدال هاي داخلي در حالي که از نمايش پسر يکي از کشتي گيران قديمي به وجد امده بود تصميم گرفت احساسش را در قالب يک بيت شعر بيان کند

پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشايد که نامش نهند آدمي!!»

البته بسياري از کارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت «تو بيگانه خوانش نخوانش پسر» بوده


 
بازي پرسپوليس و تراکتور سازي بود.تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراکتور وارد زمين شود .جواد خياباني اما ناگهان تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخکوب کرد «حالا غلام حسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين ميشه» او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي کرده.


 
تمام دنيا مهاجم يوگسلاو تيم ايندهوون را ماتيو کژمان صدا ميزنند اما از انجايي که جنگ فوتبال اروپا قوانين خاص خودش را دارد و املاي لاتين او Kazmen بود اسکندر کوتي در عرض يک دقيقه هشت بار گفت «ماتيو کازمن» آن روزها کاظميان هنوز معروف نشده بود وگرنه ميشد احتمال داد که اين دو بازيکن را با هم اشتباه گرفته.


>
و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايرانيدر زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي اسيايي دوحه مي بنديم «حالا،حسين رضا زاده وزنه 205 کيلو متري را بالاي سر مي‌برد» اين مورد البته از راديو انتخاب شده بود

 

سوتی های گزارشگران صدا و سیما  (قسمت اول)

اين مطلب رو جايي ديدم و به نظرم جالب اومد که بذارم روی سایت. خودم ننوشتم.

 

آخرين باري که نوانکو کانو پيراهن ارسنال را پوشيد کي بود؟آنچه مسلم است اينکه هواداران توپچي ها خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه ادبايور را کانو خطاب کرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت: «واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است کانو ديگر در ارسنال بازي نميکند»

 

در جريان بازي سپاهان و ذوب اهن در جام حذفي از يکي از داوران قديمي کشور به نام عرب براقي تقدير شد . پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد (!) عرب براقي هستيم.


دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت: «و اين هم سوت پايان بازي» برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينکه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام کند سکوت کرد يک دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفيع هم بدون انکه خم به ابرو بياورد سکوت را شکست و گفت «حالا رونالدو صاحب توپ ميشه »


 
اسکندر کوتي تهيه کننده برنامه اي بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اينکه او در اين برنامه به جاي پير و جوان و پيرزن و کودک بحث ميکرد به جاي خود اما حکايت بررسي بازيهاي ليگ هلند توسط کوتي را هرگز فراموش نميکنيم . در جدول رده بندي اکثر تيم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاري مشخص ميشدند اما کوتي آيند هوون) PSV را تيم پي اس وي و آژاکس Ajx را اي جي ايکس معرفي مي‌کرد


 
در جام جهاني 1990 تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسکيلاچي رو کرد . در جريان برگزاري مسابقات هرکدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ ميکردند. در يکي از بازيهاي وقتي او دروازه حريف را باز کرد بهرام شفيع گفت: «حالا اسکيلاچي ،اسکلاچي ،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد»


 
در يکي از بازيهاي تيم مراکش در جام جهاني 98 نام بازيکن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روي صفحه تلويزيون حک شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد «بله،نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيکن مراکش را اخراج کرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده»


 در روزهايي که دانمارک تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيکنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم ميپرسيدند ، بهرام شفيع يکي ديگر از شاهکارهايش را رو کرد . مربي دانمارک دست به تعويض زد و کارگردان تلويزيوني نام بازيکن تازه وارد و بازيکن تعويضي را به همراه عبارت DENMARK روي انتن فرستاد شفيع اسم بازيکني که به سمت نيمکت ذخيره ها حرکت ميکرد را درست تلفظ کرد اما... «و به جاي او دن مارک وارد زمين ميشه!»

 

در جريان يکي از بازيهاي پرسپوليس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار ميشد مجيد خدايي کشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير کشيد عادل فردوسي پور گفت: «اين هم مجيد خدايي کشتي گير تيم ملي فوتبال ايران»


 
عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان «همان طوري که مشاهده ميکنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاري يک بازي زيبا را از بين برده»


 
بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار ميشد و باز هم عباس بهروان پشت ميز گزارش نشسته بود.در دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور کناري دروازه اصابت کرد و به اوت رفت «توي دروازه ...توي دروازه..اين گل ميتونه نويد يک بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0» البته پانزده دقيقه بعد جهانگير کوثري که به عنوان کارشناس در استوديو حضور داشت گفت: «البته مثل اينکه آن توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز بازي کماکان 0_0 دنبال ميشه»

عجب انتظاراتی؟

چند روز پیش داشتم برنامه ی با خاطرات فوتبال را نگاه می کردم که مربوط به بازی تیم های پاس ایران و السیب عمان در چارچوب رقابت های جام در جام باشگاه های آسیا در سال ۱۳۷۷ بود.

این دیدار با نتیجه ی ۱۰ بر یک به سود تیم ایرانی به پایان رسید.

ولی زمانی که این تیم دهمین گل خود را در دقایق تلف شده بازی و در دقیقه ۹۳ به ثمر رساند گزارشگر بازی آقای اسکندر کوتی گفت: «دیگه جبران نتیجه برای تیم السیب واقعن دشوار شد»

بعضیا واقعن چه انتظاراتی دارنا!!

نتیجه ی مدارا کردن

بالاخره تساهل و تسامح فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی با تماشاگران اصفهانی فاجعه آفرید.

این تماشاگران که از سابقه ی درخشانی در امر توهین - پرتاب اشیاء به داخل و زمین و بسیاری از مسایل غیراخلاقی ورزشی دارند درنهایت دو چشم یک جوان را از وی گرفتند تا کمیته انضباطی نتیجه کار خود را خیلی خوب ببیند.

همین تماشاگران کاری کردند که احمدرضا عابدزاده هیچگاه پایش را به اصفهان نگذارد. عابدزاده ای که سال ها برای تیم تام اصفهان بازی کرده بود.

ولی مطمئنم که کمیته انضباطی هیچوقت در این فاجعه خود را مقصر قلمداد نمی کند.

آقای شاه حسینی! اگر می توانی!! چشم های این سرباز را به وی بازگردان.

معرفی کامل! خودم

من جواد سلطانی

متولد ۱۳۵۹ شهر زنجان

۴ برادر دارم و فرزند میانی خانواده هستم

ترک زبانم از نوع آذری و به این موضوع افتخار می کنم.

طراح و صفحه آرا هستم و در دو نشریه موفق گرگان فعالیت مطبوعاتی دارم.

بقیه اش باشد برای بعد ...

 

موبایلتو جا مگذار

 توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همهء آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه 

 نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن. مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمهء اسپیكر موبایل رو فشار میده  

و شروع می كنه به صحبت. بقیهء آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن

مرد: الو؟

صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره.
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم. اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره. 

 اشكالی نداره اگه بخرمش؟

مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره.
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم.  

یكیشون خیلی قشنگ بود. قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود.
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری.
زن: عالیه. اوه… یه چیز دیگهاون خونه ای رو كه قبلا” میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش.  

میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی.
زن: خیلی خوبه. بعدا” می بینمت عزیزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه 

كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه؟!

دیگر نیست بین ما

جمعه گذشته آیدین نیکخواه بهرامی طی یک سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت.

زمانی که این خبر را از از رسانه ملی شنیدم اصلن نمی توانم بگویم که چه حالی به من دست داد.

فقط می گویم که این دنیا به پشیزی نمی ارزد.

دلم می سوزد برای آنهایی که سعادت دیدن آیدین را نداشتند. خدا آیدین را از دنیای خاکی گرفت چون می خواست که پیش خود نگهش دارد و به ما گفت که دیگر کافی است. لیاقت شما تابدینجا بود.

روحش شاد.

 

تمدد اعصاب

بعد از ۱۰ ماه کار بالاخره به خودم تکانی دادم و یک هفته نزد خانواده رفتم در زنجان.

هوا سرد ولی دلها گرم بود و به جهت دیدن خانواده سر حال شدم.

امروز هم به گرگان برگشتم.

واقعن که خوب بود و کلی خوش گذشت.

 

تماشاچي از نوع مخرب

رقابت هاي ليگ برتر بسكتبال باشگاه هاي كشور دوشنبه  ي هفته گذشته پيگيري شد و در يكي از بازي ها تيم شهرداري گرگان ميزبان پرديس متحد قزوين بود.

در حالي كه گفته مي شد اين بازي ساعت 16 آغاز مي شود و حتي پارچه هايي نيز در داخل شهر با همين مضمون نوشته و نصب شده بود، ولي بازي راس ساعت 30/15 آغاز شد و اكثر خبرنگاران زماني وارد سالن مي شدند كه حداقل يك كوارتر از بازي گذشته بود.

تيم پرديس متحد قزوين كه در سال جاري سرمايه گذاري زيادي در ورزش داشته و چندين تيم اعم از بسكتبال، واليبال و ... راهي رقابت هاي ليگ كشور كرده، با موفقيت نسبي هم روبرو بوده و حتي در يك دوره رقابت در كشور سوريه موفق به كسب رتبه ي دوم شد، ولي در بازي گذشته ي خود مقابل پتروشيمي بندرامام شكست خورده بود. در مقابل تيم شهرداري گرگان با روحيه اي خوب ناشي از برد خارج از خانه مقابل دانشگاه آزاد تهران پا به اين رقابت گذاشت.

بازي با پرتاب 3 امتيازي داربوش محمودي آغاز شد ولي در ادامه اين تيم پرديس بود كه نبض بازي را در دست گرفت و يك چهارم اول را به سود خود خاتمه داد.

يك چهارم دوم بازي هم همان روند را داشت و دو تيم سايه به سايه ي همديگر حركت مي كردند و تيم ميهمان چند امتباز برتري خود را حفظ مي كرد و در نهايت نيمه ي اول با برتري 39 بر 31 به سود پرديس به پايان رسيد.

كوارتر سوم و نيمه ي دوم با چند حمله ي ناموفق از هر دو تيم آغاز شد ولي اين انوركريم كلمن بود كه چهار امتياز براي گرگان ثبت كرد و در ادامه هم كسب چهار امتياز ديگر در زمان 7 دقيقه و 9 ثانيه به پايان كوارتر نتيجه بازي را در عدد 39 به تساوي كشاند.

روند رو به رشد گرگان در اين كوارتر كاملا مشخص بود و هر چه كه از زمان بازي مي گذشت بر بازي مسلط تر شده و برتري خود را به حريف ديكته مي كرد. در حالي كه فقط چند ثانيه به پايان زمان سوم بازي وقت مانده بود، توپ ربايي كلمن و اسلم دانك زيباي وي نتيجه را در پايان 52 بر 49 به سود گرگان كرد.

زمان پايان بازي براي گرگان بسيار خوب آغاز شد و اين تيم اختلاف خود را با حريف بيشتر كرد و در زمان 6 دقيقه و 39 ثانيه مانده به پايان بازي نتيجه با ده امتياز برتري به سود گرگان پيش ميرفت كه در اين لحظه داور بازي به اشتباه اعلام خطاي مهدي اسماعيلي را كرد و اين در حالي بود كه اسماعيلي 3 خطاي شخصي انجام داده بود و ايزدپناه مجبور به تعويض وي شد و محمودي به جايش به بازي رفت.

در اين حين، يكي از تماشاچيان شئيي را به داخل سالن پرتاب و به سر يكي از بازيكنان تيم پرديس برخورد كرد و سر وي شكست. بازي براي لحظاتي متوقف شد و تيم پرديس از اين حركت تماشاگر گرگاني نهايت استفاده را برد و جو بازي تقريبا خراب شد.

بعد از چند دقيقه تاخير بازي از سر گرفته شد. 3 پرتاب موفق 3 امتيازي از ياران قزوين اختلاف نتيجه را به عدد 1 رساند. در اين لحظات اسماعيلي به جاي خود بازگشت و 4 دقيقه و 10 ثانيه مانده به پايان بازي نتيجه 65 بر 64 به سود پرديس شد.

اسماعيلي چند دقيقه بعد از ورودش به بازي با انجام پنجمين خطاي شخصي از بازي اخراج شد و تقريبا شيرازه ي تيم گرگان از هم پاشيد. ميزبان بسيار پراشتباه بازي ميكرد و قزوين هم از اين قضيه نهايت استفاده را برد و در نهايت اين بازي با نتيجه ي 77 بر 71 به سود پرديس متحد قزوين به پايان رسيد.

در اين ديدار مهدي اسماعيلي بازي خوبي از خود ارائه داد و اينطور به نظر مي رسد كه به بازي در جو گرگان عادت كرده است.

تيم گرگان در بازي بعد خود هم مغلوب تيم آرارات شد تا يك باخت ديگر در كارنامه خود ثبت كرده و منتظر بازي هاي بعد باشد.